دو قطبی سازی مصنوعی در جناح پادشاهی خواهان

49
Bv1

آنچه توصیف می‌کنیم، یک الگوی قدیمی تضعیف درونی است که بارها در جنبش‌های سیاسی ایران تکرار شده:
1. دو قطبی‌سازی مصنوعی
• جناحی که پادشاهی مشروطه را تنها شکل “مشروع” می‌داند و هر بحثی خارج از آن را خیانت می‌خواند.
• جناحی که پادشاهی مطلقه را تنها ضامن اقتدار و انسجام می‌داند و با هرگونه قید و بند حقوقی یا نهادی مخالفت می‌کند.
این دوگانه، یک قطب‌بندی کاذب می‌سازد؛ زیرا تاریخ ایران نشان داده سامانه‌ی پهلوی نه کاملاً مطلقه بود و نه تماماً مشروطه، بلکه چیزی میان این دو یعنی نیمه‌مطلقه با اصلاحات تدریجی و نهادسازی بود.
2. انتقال نزاع به “شخص شهریار”
• وقتی انتقادها از «دفترچه اضطراری» یا ساختارهای اطراف شهریار، به توهین مستقیم به شخص او کشیده می‌شود، در واقع همان چیزی اتفاق می‌افتد که جمهوری اسلامی می‌خواهد:
تخریب جایگاه نماد وحدت و مشروعیت دوران گذار.
• این الگو را پیش‌تر هم دیده‌ایم: در گروه‌های کوچک‌تر هوادار پادشاهی، نزاع میان “کانون‌های وفاداری” باعث تجزیه و بی‌اعتمادی می‌شود.
3. سود نهایی برای جمهوری اسلامی
• چون جمهوری اسلامی به جای هزینه‌ی سرکوب مستقیم، تنها کافی است این گسل‌ها را فعال کند.
• هرچه نیروهای پادشاهی درگیر جنگ درونی باشند، انرژی لازم برای سازماندهی و ارائه‌ی بدیل معتبر به جامعه تحلیل می‌رود.
4. راه برون‌رفت
• بازگشت به واقع‌گرایی تاریخی: پذیرش اینکه پادشاهی پهلوی، شکل “میانه”ای از سلطنت بود؛ نه تماماً مطلقه و نه صد درصد مشروطه.
• تأکید بر اصل وحدت حول شخص شهریار: فارغ از اختلاف نظر بر سر جزئیات نهادی آینده، او نماد گذار و داور نهایی است.
• ایجاد سازوکار گفت‌وگوی درونی: به‌جای نفی و حذف یکدیگر، باید چارچوب‌هایی برای همزیستی دو گرایش فراهم کرد (مثلاً کمیته‌های فکری با حضور نمایندگان هر دو جناح).

جمهوری اسلامی با مهارت از این نزاع سیاه/سفیدی بهره می‌برد. تنها راه مقابله این است که بپذیریم پادشاهی آینده ایران الزاماً باید منعطف، تدریجی و برآمده از تجربه‌ی پهلوی باشد، نه نسخه‌ی آرمانی صرف از مشروطه یا مطلقه.
نظام پهلوی ثمره ی مبارزات قهرمانانه ی مشروطه خواهان بود و ما باید به آن برگردیم.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *