تفکر طبقاتی در جمهوری اسلامی ایران (ج.ا) نهتنها وجود دارد، بلکه یکی از عناصر پنهان ولی ساختاری در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این حکومت است. اگرچه جمهوری اسلامی در ظاهر خود را طرفدار مستضعفان و عدالت اجتماعی معرفی میکند، اما در عمل، نظامی مبتنی بر تبعیض ساختاری، رانتخواری، و طبقهبندی شدید اجتماعی شکل داده است.
در ادامه، تفکر طبقاتی در ج.ا را از چند منظر بررسی میکنیم:
⸻
۱. شکلگیری طبقه حاکم مذهبی–نظامی (طبقه ممتازه)
جمهوری اسلامی بهمرور، طبقهای جدید و بسته از حاکمان مذهبی، نظامی و امنیتی ایجاد کرد که:
• دسترسی انحصاری به منابع اقتصادی، اطلاعاتی و سیاسی دارند؛
• از نهادهایی چون سپاه پاسداران، بیت رهبری، بنیادها (مثل ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان، آستان قدس) تغذیه میشوند؛
• نسبت به سایر اقشار، مصون از پاسخگویی و نظارتاند؛
• ثروت، قدرت و امتیازاتشان به صورت موروثی یا شبکهای انتقال مییابد.
⸻
۲. تبعیض ساختاری علیه اقشار فرودست و محروم
• شهروندان عادی از مزایای حکومتی (وام، استخدام، دانشگاه، مسکن، ارز و…) محروماند مگر با رابطه یا عضویت در نهادهای خاص.
• اقلیتهای مذهبی، قومی، و سیاسی بهطور سیستماتیک از حقوق برابر محروماند.
• طبقه متوسط که موتور رشد اجتماعی و فرهنگی کشور بود، بهتدریج تضعیف و فقیر شد.
⸻
۳. رانتخواری و اقتصاد طبقاتی
• سیستم اقتصادی جمهوری اسلامی بر اساس رانت، امتیاز، و فساد ساختاری است، نه شایستگی یا رقابت آزاد.
• پروژههای بزرگ اقتصادی در انحصار نهادهای شبهدولتی و سپاه است.
• ثروت ملی (نفت، گاز، زمین) در خدمت تثبیت طبقه حاکم قرار گرفته، نه توسعه عمومی.
⸻
۴. سرکوب آگاهی طبقاتی و جایگزینی با ایدئولوژی
ج.ا برای جلوگیری از شکلگیری اعتراض طبقاتی:
• مفاهیمی چون “جهاد”، “ولایت”، “مهدویت” و “دشمن خارجی” را جایگزین تضادهای اجتماعی کرده؛
• سعی میکند به جای آگاهی طبقاتی، اطاعت ایدئولوژیک تولید کند؛
• هر اعتراض اجتماعی را با برچسب “فتنه”، “نفوذ”، یا “بیدینی” سرکوب میکند.
⸻
۵. تحقیر سیستماتیک فرودستان
جالب آنکه حکومت، با وجود شعار حمایت از مستضعفان، آنها را با الفاظی چون “اراذل و اوباش”، “فریبخورده”، یا “بیسواد” تحقیر میکند؛ مگر آنکه در خدمت نظام باشند (مثلاً بسیجی یا مزدور).
در جمهوری اسلامی، تفکر طبقاتی نهتنها سرکوب نمیشود، بلکه به شکلی نهادمند، مدیریت و تثبیت میشود.
• این نظام، عدالت اجتماعی را شعاری پوک کرده و به جای آن، نابرابری سازمانیافته تولید میکند.
• در نتیجه، جامعه ایران بهشدت دوقطبی شده:
• طبقه حاکم ایدئولوژیک–نظامی–اقتصادی
• و اکثریتی محروم، ساکت یا سرکوب شده



متاسفانه همیشه همه چیز برای آخوندهای حکومتی هستش
ممنون از وب سایت خوبتون