اعلام خودمختاری کردستان در اسفند ۵۷ و تقویت جمهوری اسلامی

40
Iran map1

چگونه “اعلام خودمختاری کردستان” در اسفند ۵۷، به تقویت جمهوری اسلامی کمک کرد؟

فقط دو ماه پس از سقوط پهلوی ، اعلام خودمختاری از سوی گروه‌هایی چون حزب دموکرات، بهانه‌ای طلایی به دست جمهوری اسلامی داد:

۱-تشکیل سپاه پاسداران
با عنوان مقابله با “غائله کردستان”، سپاه برای اولین‌بار در فروردین ۵۸ وارد جنگ داخلی شد و تمرین کشتن هم‌وطنان را آغاز کرد.

۲-آغاز پروژه‌ی سرکوب و تمرکز قدرت
با جنگ در کردستان، ترکمن‌صحرا، خوزستان و سپس گروگان‌گیری سفارت، رژیم بحران خلق کرد تا بتواند سرکوب کند، سپاه را مسلح کند و ولایت فقیه را تثبیت کند.

این بحران‌ها، هدیه‌ی ساده‌لوحی چپ و خیانت سرانشان و سران احزاب به اصطلاح کرد ولی در اصل ضد کرد و قوم‌گرایان بود و مسلما بخشی از مهندسی قدرت‌های خارجی.
اسناد نشان می‌دهد که انگلیس در تشویق برخی جریان‌ها به خودمختاری، نه برای آزادی کردها بلکه برای تضعیف ارتش ملی و تقویت حکومت مذهبی نقش داشتند.

مریم رجوی، در سال ۲۰۲۵ از همان پروژه حرف می‌زند:
«خودمختاری اقوام پس از گذار».
شعار فریبنده‌ای که ۴۶ سال پیش، بهانه‌ی ساختن سپاه شد…

سازمان مجاهدین خلق هم نه‌تنها در ایران، بلکه حتی در عراق هم به کردها خیانت کرد:
در سال ۱۹۹۱، هنگام قیام مردم کرد علیه صدام، نیروهای مجاهدین در کنار ارتش عراق مردم کرکوک و سلیمانیه را سرکوب کردند.
حتی کردهای ایران نیز از همکاری تاکتیکی با مجاهدین آسیب دیدند، چون نگاه آن‌ها (مجاهدین)صرفاً ابزاری بود و هرگز به آزادی اقوام ایرانی از دست رژیم اعتقاد نداشتند.

‏هم کردها، هم ملت ایران در کل، قربانی مهندسی قدرت‌های خارجی و فرصت‌طلبی بازیگران داخلی شدند.
میدانیم که احزاب کرد، دهه ها در جنگ و برادرکشی هزاران هموطن کرد ما را قربانی کردند و رژیم را مستحکمتر.
حالا هم با بی پروایی و گستاخی درست پس از فرمان شهریار ایران اعلام همبستگی ( در واقع ضد ایشان نه رژیم) را اعلام کردند و در سایتهایشان از همکاری حتی با دشمن ( احتمالا جمهوری اسلامی )و حالا مجاهدین ،ضد پهلوی مینویسند.
فقط اتحاد ملی آگاه و مستقل، می‌تواند از تکرار چنین سناریوهایی جلوگیری کند.
در پایان باید یادآور شد که ایران همواره سرزمینی چندقومیتی بوده است؛ اقوام مختلف قرن‌هاست که در کنار یکدیگر زیسته‌اند و با هم تمدن و کشور ایران را ساخته‌اند.هیچ قومی نباید خود را برتر بداند یا با تکیه بر تفاوت قومی، خواستار تضعیف وحدت ملی شود. اگر ظلمی از سوی دولت‌های مرکزی صورت گرفته، این ظلم معمولاً همهٔ اقوام و اقشار را دربر گرفته است، نه فقط یک گروه خاص را.

در یک ایران آزاد و دموکراتیک، خواسته‌هایی مانند آموزش زبان مادری، انتخاب استاندار و مسئولان محلی توسط مردم همان منطقه، و آزادی فعالیت احزاب محلی، نه‌تنها خواسته‌هایی افراطی یا خطرناک نیستند، بلکه حقوقی طبیعی و قابل دفاع‌اند. مسئلهٔ اصلی این است که چگونه و در چه زمانی این مطالبات مطرح می‌شوند.اگر این خواسته‌ها در بستر بی‌ثباتی، بحران یا با تحریک نیروهای تجزیه‌طلب و بیگانه مطرح شوند، می‌توانند به ابزارهایی برای تضعیف تمامیت ارضی و انسجام ملی بدل گردند.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *